موتسارت از نوابغ مسلم موسیقی
و از بزرگترین آهنگسازان موسیقی
کلاسیک بود او در زندگی کوتاه خود
بیش از ششصد قطعه موسیقی
از خود باقی گذاشت
«موتسارت» از نوابغ مسلم موسیقی و از
بزرگترین آهنگسازان موسیقی کلاسیک بود
او در زندگی کوتاه خود بیش از ششصد
قطعه موسیقی از خود باقی گذاشت
ولفگانگ آمادئوس موتسارت در شهر سالزبورگ در کشور اتریش که یکی از مراکز هنری فعال و مهم موسیقی اروپا بود از لئوپولد موتسارت و آنا ماریا پرتل به دنیا آمد. پدرش که در دربار اسقف خدمت میکرد، آهنگساز و ویولونیست بسیار مشهوری بود. از همان کودکی ولفگانگ چنان نبوغی از خود نشان داد که لئوپولد همه کار خود را رها کرد و به طور جدی و مستمر به آموزش فرزندش پرداخت. وقتی كه ۵ ساله بود آهنگ میساخت وزمانی كه تنها ۶ سالش بود به عنوان تكنواز دوم باواریا نزد امپراتور اطریش مینواخت. موتسارت پیش از رسیدن به سن ۱۲ سالگی نوازندهای چیرهدست در پیانو، ویولون و ارگ شد.
موتسارت Wolfgang Amadeus Mozart از سنین بسیار جوانی شروع به سفر کرد. لئوپولد برای نمایش استعداد خدادادی فرزندش در اواسط ۱۷۶۳ خانوادهاش را به سفر لندن و پاریس برد و در جاهای متعددی برنامه اجرا كرد. موتسارت شنوندگانش را با مهارت نوازندگی خود شگفتزده میكرد. او هنر خود را برای خانوادهی سلطنتی انگلیس و فرانسه به نمایش گذاشت، اولین سمفونیها و قطعاتش را هم در آنجا نوشت. خانوادهاش كمی بعد از ۱۷۶۶ به سالزبورگ برگشتند، یعنی ۶ماه قبل از آنكه دوباره به وین بروند. آنها امیدوار بودند موتسارت اپرایی را كه نوشته در آنجا اجرا كند اما بهدلیل بعضی دسیسهها این امر صورت نگرفت.
او و خانوادهاش سال ۱۷۶۹ را در سالزبورگ گذراندند. بین 73-1770 سه بار به ایتالیا سفر كردند كه در آن هنگام موتسارت ۲ اپرا و یك سونات برای اجرا در میلان تصنیف کرد. ضمناً با سبك ایتالیایی موسیقی آشنا شد، در تابستان ۱۷۷۳ دفعات بیشتری به وین رفت تا شاید بتواند منصبی به دست آورد. در آنجا موتسارت یك رشته كوآرتت و در بازگشت هم تعدادی سمفونی نوشت. این سمفونیها شامل ۲ تا از اولین سمفونیهایش (شماره۲۵درG مینور و ۲۹در A ) و قسمتی از ابتدای اپرایش بهنام La Finta Giardiniera بود كه در اوایل ۱۷۷۵ خلق شد. بین سالهای ۱۷۷۷ تا ۱۷۷۴ در سالزبورگ زندگی كرد، در جایی كه به عنوان رهبر اركستر در گروه پرنس آرك بیشاپ مشغول به كار بود. در این سالها آثارش شامل مَسها، سمفونیها، تمامی كنسرتهای ویولون، ۶ سونات برای پیانو، تعداد زیادی سرناد و اولین كنسرتو بزرگ پیانوی ۲۷۱K میشد.
|
بیش از 100 آلبوم موتسارت در فروشگاه اینترنی آهنگ سرا: ادامه... شما میتوانید به 60 ثانیه از آهنگ ها گوش کنید |
لئوپولد متوجه شد استعدادهای فرزندش به عنوان یک آهنگساز خلاق در سالزبورگ هدر می رود. او تصمیم گرفت برای ولفگانگ در جای دیگری شغلی بیابد. آهنگساز جوان با مادرش به مونیخ و مانهایم رفت اما هیچ شغلی بدست نیاورد. گفته میشود بیشتر از ۶ ماه در مانهایم ماند و آهنگهایی برای فلوت و پیانو نوشت و ضمناً در همین موقع عاشق آلوئیزا وبر شد.
سپس پدرش او را به پاریس فرستاد، در آنجا تا حدودی شناخته شد، خصوصاً با سمفونی پاریس شماره ۳۱ كه برای ذائقه محلی آنجا ساخته شده بود، اما آینده كار در پاریس مناسب نبود. لئوپولد به او گفت كه بازگردد چرا كه در شهر خودش شغل بهتری برایش پیدا كرده بود. سفر فرانسه پايانی تلخ داشت. نابغه جوان اين بار با استقبالی که انتظار داشت، روبرو نشد. اما ضربه بزرگتر مرگ مادر بود که در ژوئيه ۱۷۷۸ در پاريس روی داد.
سالهای 80-1779 در سالزبورگ سپری شد. در كلیسای جامع شهر موسیقی مینواخت و آهنگهای مهمی میساخت، سمفونیها، كنسرتوها، سرنادها، موسیقیهای دراماتیك. اما اپرا همچنان در مركز آمالش باقیماند و فرصتی پیش آمد تا برای شهر مونیخ اپرایی بسازد. او به مونیخ رفت تا در اواخر ۱۷۸۰ اپرا را بنویسد. كارش به نام Idomeneo موفقیتآمیز بود. در آن اثر موتسارت به شكلهای خارقالعادهای احساسات قهرمانانه را با یك غنای بسیار هنری شرح میدهد.
پس از آن موتسارت از مونیخ به وین دعوت شد، جایی كه گروه سالزبورگ در خدمت امپراتور جدیدی بود. او از سال ۱۷۸۷ یك فراماسون شد ولی آموزشهای ماسونها هیچگونه تاثری بر تفكراتش نگذاشت و موتسارت تا آخرین سالهای عمرش سبك موسیقایی خود را ادامه داد. زمانیكه كارفرمایش «پرنس» اجازه ساختن آهنگ دربارهی موضوعاتی كه مورد علاقهاش بود را به وی نداد رنجش او از پرنس آغاز شد تا جائیكه از كارش اخراج گردید. موتسارت درخواست شغلی در گروه امپریال وین كرد ولی بیشتر دلش میخواست كارهای آزادانهتری انجام دهد.
در سالهای بعد زندگیش را به وسیله تدریس موسیقی، چاپ آثارش یا نواختن برای عموم و یا در خانههای مشتریهای دائمی خود اداره میكرد. در سال ۱۷۸۷ شغل كوچكی به عنوان رهبر گروه موسیقی بدست آورد كه از آن حقوق كافی عایدش میشود ولی از نوشتن آهنگهای رقص برای گروههای باله چیزی بدستش نمیآمد. براساس عرف موزیسینهای دوره خودش، درآمد خوبی داشت، از كالسكهی شخصی استفاده میكرد و مستخدم خصوصی داشت، بدلیل ولخرجیهای زیاد وی از نظر مالی به مشكلات متعددی دچار شد. در سال ۱۷۸۲ با كنستانس وبر خواهر كوچكتر آلوئیزا ازدواج كرد.
در اولین سالهای زندگی خود در وین موتسارت به وسیلهی نوشتن سوناتهایی برای پیانو و تعدادی سونات برای ویلون و نواختن پیانو برای خود اعتباری كسب كرد. در سال ۱۷۸۲ اپرایی بنام Die EntFuhvung aus dem Sevial اجرا كرد. یك آواز آلمانی كه به علت طولانی بودن موسیقی آن، از حد معمول خارج شده بود. امپراطور هانس ژوزف دوم مشهورترین تماشاگرش بود كه گفت : «موتسارت عزیزم نتهای زیادی داشت». كار موفقیتآمیز بود ولی به ازای آن چیزی به وی پرداخت نشد. در این سالها او ۶ رشته كوآرتت نوشت كه او را استاد این فن كرد. هایدن میگوید آنها برجسته هستند نه فقط برای تنوع بیان، بلكه به دلیل پیچیدگی متنهایشان. هایدن به پدر موتسارت گفت كه ولفگانگ بزرگترین آهنگسازی است كه من دیده یا شنیدهام، او با ذوق است و از آن بالاتر بزرگترین دانشمند آهنگسازی است.
از سال 1786 اولین اپرای كمدی از سهگانهی اپراهای كمدی خود به نام Le nozze di Figaro را ساخت. وینی ها عاشق این اپرا بودند و مردم پراگ در ابراز شور و هیجان نسبت به این اثر از وینی ها هم پیش گرفتند. این اثر باعث شد یکی از انجمن های پراگ برای سال بعد تصنیف اپرای دون ژوان Don Giovanni را به موتسارت سفارش دهد. دون ژوآن در پراگ با موفقیت روبرو شد ولی وینی ها را از خود راند. محبوبیت موتسارت در وین رو به افول گذاشت. در این شهر دمدمی مزاج، یک نفر چند صباحی عزیز بود و بعد ناگهان از چشم می افتاد!
موتسارت در واپسین سال زندگیش شادتر و کامیاب تر بود. سفارشی برای تولید یک اپرای کمیک آلمانی به نام فلوت سحر آمیز Die Zauberflote دریافت کرده بود. این اثر هنوز جزو محبوب ترین اپراهای تاریخ موسیقی است.
همچنین آخرین سفر او به پراگ برای مقدمهی La Clemenza ditito در سال ۱۷۹۱ بود.این یك اپرای سنگین سنتی برای جشن تاجگذاری بود ولی موتسارت در آن از لطافت و شوخطبعی خاصی از شخصیتهای اجتماعی اپرا استفاده كرده است.
طنز تراژیک زندگی موتسارت آن بود که او بیشتر به عنوان پسرکی اعجوبه از تحسین برخوردار شد تا در مقام یک موسیقیدان بزرگسال. موتسارت ركوئیم خود را كه عظیمترین اثر وی در موسیقی كلیسائی است، بهدلیل بیماریش نیمهتمام رها كرد. در دسامبر سال 1791 موتسارت بعلت یك بیماری همراه با تب، مرد و این بیماری مسلماً مسمومیت نبوده است.
اعجویه موسیقی دوران کلاسیک در حومهی شهر وین با حداقل تشریفات و در یك گور گمنام بخاك سپرده شد.
منبع: ماهنامه ماندگار/ درک و دریافت موسیقی/ آهنگ سرا
درباره موتسارت در مجله موسیقی آهنگ سرا بخوانید:
| < قبلي | بعدي > |
|---|









